اصغر که نسیم عشق مویش بوسید
خورشید ولایت سر و رویش بوسید
می خواست حسین تا ببوسد لب او
تیر آمد و زودتر گلویش بوسید
نظرات شما عزیزان:
حـــَواسم از ـهمه چـــیز پــَـــرت میشود
وَ مـن چهـ روزـهــآی ِ بیـهــودهـ ای را سپـــَری میکـــُنَم ...
بــآ بیســــت و چـــهـآر ســآعت حَــوآس پــــَرتــی ...
.gif)
میشود از آن
تمام ابیاتِ عـشــق را خواند
میتوان از آن
!شعر زیبایِ زندگی را فهمید
چَشم هایَت ٬پُـر سو
لبهایت ٬خندان
و دلت پُـر عشق باد![گل]